تبلیغات
کارگاه مجازی - مطالب فروردین 1391
 
کارگاه مجازی
اولین نیستیم ...!! اما بهترینیم

اگر کمی گوش تیز کنید، می بینید که این روزها صحبت از اصلاح و بهسازی آموزش و پرورش همه جا شنیده می شود. میگویند باید پول بیشتری برای خرید کتاب در اختیار مدرسه ها قرار دهیم و لازم است که بیشتر روی برخی موضوعات خاص متمرکز شویم. اگر از من بپرسید، همه اینها تا حدی موثر است. الان که بزرگ شده ام می فهمم که بهترین آموزشی که همیشه می خواستم به آن دست پیدا کنم، زندگی بوده است. زندگی خیلی کوتاه است اما چیزهایی را می تواند به شما یاد بدهد که هیچ کس دیگر نمی تواند. هر کسی می تواند با این امید زندگی کند که شانس بیاورد و به مقام بالایی برسد، اما واقعاً تخصص می خواهد که بفهمد واقعاً چه می خواهد و به دنبال آن برود. خیلی از آدم ها نمی توانند این را درک کنند. به خاطر همین می خواهم همین امروز و همین جا به شما یاد بدهم که چه باید بکنید. پس خوب حواستان را جمع کنید تا از مدرسه زندگی برایتان حرف بزنم.

 

از مغزتان استفاده کنید

 

مثل خیلی چیزها، اینجا هم یا می برید یا می بازید. خیلی از کارمندانم را دیده ام که قبل از اینکه به راهی که می خواهند وارد آن شوند نگاهی بیندازند، کارشان را شروع می کنند و آخر سر هم شکست می خورند. برای اینکه بتوانید در این دنیا زنده بمانید باید باهوش باشید. هر وقت خواستید حرکتی بکنید، اول بایستید و فکر کنید. همین مدت کم شما را نجات می دهد. معلوم است که زمان هایی وجود دارد که مجبورید سریع عمل کنید اما اگر برای برنامه ریزی وقت نگذارید، مطمئن باشید که به هیچ جا نمی رسید. هیچ آدم عاقلی هیچوقت دست از یاد گرفتن برنمی دارد. اگر اینطور بود هیچ پیشرفتی تا حالا صورت نگرفته بود. اگر یکی از افراد گروه شما با ناتوانی و بی کفایتی خود راندمان کار شما را پایین می آورد، آنوقت همان کاری را که لازم است انجام بدهید.

 

با اعتماد به نفس رفتار کنید

 

آدم خجالتی همیشه عقب می ماند. وقتی وارد یک اتاق می شوید، باید اینقدر قوی باشید که آنرا تحت تسلط خود بگیرید. شما بهترین هستید، پس این را باور کنید و براساس آن رفتار کنید. منظورم این نیست که خودخواه و مغرور شوید. منظورم این است که باید اعتماد به نفس داشته باشید؛ بتوانید تصمیم بگیرید و روی تصمیم خود قاطع باشید. محکم باشید. ترس اولین دلیل شکست است. برای موفق شدن، باید به کلی ترس را کنار بگذارید. به خاطر ترس است که برای کاری که باید انجام می دادید و ندادید، بهانه می آورید. پس کمی از خودتان قدرت نشان بدهید و ترس را کنار بگذارید. این تنها راهی است که می توانید احترام اطرافیان را جلب کنید.

 

کار را تمام کنید

 

در باور من، یا شما کاری را تمام می کنید یا بقیه تمامتان می کنند. طفره رفتن از کار و نیمه تمام رها کردن آن اصلاً قابل قبول نیست. تمرکزتان باید روی این باشد که پایه و بنیادی محکم و کامل برای کارتان بسازید. لیستی از کارهایی که باید انجام بدهید تهیه کنید و با سخت ترین آن شروع کنید. شروع کردن با کارهای سخت باعث می شود انجام دادن کارهای دیگر خیلی برایتان ساده تر شود. نکته مهم در اینجا تمرکز است. شما هر کاری را اگر رویش تمرکز داشته باشید می توانید انجام بدهید. پس از هر تعداد نفری که فکر می کنید لازم دارید کمک بگیرید و کارتان را شروع کنید.

 

به بالا دستانتان احترام بگذارید

 

دلیل دارد که رئیستان الان پشت میز ریاست نشسته است، حالا شما هر فکری که می خواهید در مورد او بکنید. اگر از قانون پیروی نمی کند، اگر به نظرتان یک فرد نا آگاه است، صبور باشید—خیلی زود از آن منصب برکنار می شود. تا آن موقع باید بزرگواری کنید و به او بعنوان یک بالا دست احترام بگذارید. این یعنی از دستورات او پیروی کنید و زبانتان را گاز بگیرید. هیچ چیز را نباید خیلی شخصی بگیرید. این همیشه یادتان باشد، از هر دست بدهی از همان دست هم پس می گیری. اگر به رئیستان احترام نگذارید، چطور می توانید از زیر دستان خودتان توقع داشته باشید که به شما احترام بگذارند؟

 

خونسردیتان را حفظ کنید

 

هیچوقت نباید اجازه بدهید که احساساتتان بر شما غلبه کند. درست است، بعضی وقت ها اوضاع خیلی اعصاب خردکن می شود، اما شما باید آرامشتان را حفظ کنید. منظورم را اشتباه متوجه نشوید: من هم چند بار تا حالا از کوره در رفته ام، اما این عصبانیت ها هم مکان و زمان خاص خود را دارد. هیچوقت موقع انجام یک معامله کاری عصبانی نشوید. چون موج منفی در جمع ایجاد می کند که باعث می شود افراد دیگر هم به دنبال شما از کوره در بروند. مطمئناً این هم آن چیزی نیست که شما میخواهید. موقع رفتار کردن با همسرتان هم یادتان باشد این شما هستید که باید آرامشتان را حفظ کنید. آدم عاقل برای برگرداندن وضع به حالت اول از عقلش استفاده می کند. مهم این است که در آن زمان خاص بتوانید بر احساساتتان غلبه کرده و عصبانی نشوید.

 

 

کلاس درس تمام شد

 

امیدوارم که خوب از نکاتی که گفتم یادداشت برداری کرده باشید. مدرسه زندگی ممکن است خیلی سخت باشد اما اگر عاقل باشید و درست از مهره هایتان استفاده کنید، مطمئن باشید که آخر کار نمره تان 20 خواهد شد. همیشه درصدد یادگیری و آموزش باشید. با هر موقعیت مثل موقعیتی برای یادگیری برخورد کنید. آیا زندگی واقعاً همین نیست؟ همه اینها به خود شما بستگی دارد. یادتان باشد این شما هستید که زندگیتان را می سازید. این همان امتحان آخر است. امیدوارم یاد گرفته باشید.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 25 فروردین 1391 :: نویسنده : هادی مالک

1.  توجه خودتان را بیشتر کنید. اطلاعات خود را (درمورد پول، نیازها، هزینه ها، آنچه پیش می آید، آنچه کارآمدتر است، اشکالات کار و ...) بیشتر کنید. بدانید که کجا ایستاده اید و جایگاهتان کجا است.

 

2.  بیشتر از آنچه که باید، عرضه کنید. فقط فروختن را تمرین نکنید، کمی هم خدمت کردن را تمرین کنید (از انتظارات مشتریان خود فراتر روید). تاثیر بیشتری روی مشتریانتان بگذارید. بهترین راه برای اینکار ارتقاء عملکردتان در جهت آنهاست.

 

3.  سودتان را برحسب فروشتان/صورت حساب، بالا ببرید. ارزش مشتریان خود را بالاتر از ارزش شرکت بدانید. مشتریان دارایی اصلی شما هستند، باید بطور مداوم روی آنها سرمایه گذاری کنید.

 

4.  تواناییتان را در عرضه اعتبار توسعه بخشید. امکانات خود را بیشتر کنید (کارت اعتباری، متخصصین، سرمایه گذاران، همکاران، شرکاء، ارتباطات و راه های ارتباطی). تکنولوژیتان را توسعه بخشید. هرچه ابزارهای بهتری در اختیارتان باشد، نتیجه ی بهتری عایدتان خواهد شد. به دنبال منابعی باشید که توانایی شما را در عرضه اعتبار تسریع کند.

 

5.  انعطاف پذیری و آزادی خود را بیشتر کنید. (موجودی پایین کالاها، دسترسی بالا به عرضه، موجودی بالا برای فروش های آتی). آزاد باشید و خود را مقید نکنید. پس انداز و سرمایه گذاری هایتان را توسعه دهید.

 

6.  بازارهای موجود را توسعه دهید. دادوستد خود را با مشتریان کنونی بیشتر کرده و بیشتر در بازازهای موجود رخنه کنید.

 

7.  حضور بازارتان را پررنگ تر کنید. شهرت و آوازه کارتان را به عنوان یک حرفه ای تثبیت کنید.

 

8.  کانال هایتان را توسعه دهید. منبع خوبی برای مشتریان جدید باشید. خریداران شایسته را تشخیص دهید.

 

9.  دایره ی درونیتان را توسعه دهید. (نزدیک ترین ارتباطات شما). به نزدیک ترین افراد به حرفه تان توجه خاص مبذول کنید. به آنها کمک کنید تا رشد کنند. آنها را تایید کرده و از درصورت نیاز از آنها قدردانی کنید. خواهید دید که منابع بهتری برای شما خواهند شد.

 

10.  نیروی کارتان را افزایش دهید. به دنبال افراد بامهارت و کاردان باشید که بتوانند توانایی های حرفه تان را توسعه بخشند و بیهوده به پرداخت های سرماهتان اضافه نکنند.

 

11.  بازارهای جدید ایجاد کنید. از کانال های معمولتان فراتر روید. از خود بپرسید "چه کس دیگری از کاری که ما می کنیم می تواند بهره ببرد؟" تفکرتان را بسط دهید.

 

12.  بگذارید بقیه برای شما بفروشند. مراجع خود را بیشتر کنید. نمونه هایی از چگونگی بهره بردن دیگران از خدمات خود را در اختیار گیرید.

 

13.   به اجتماعتان خدمت کنید. یک شهروند مسئول باشید. محیط زندگی و کارتان را ارتقاء بخشید چون شما و کارتان باید آنجا باشید.

 

14.  صنعتتان را توسعه دهید. صنعتی که در آن کار میکنید را رشد دهید. به انجمن های صنعتتان بپیوندید. مقاله بنویسید، به دیگران آموزش دهید، و از حرفه تان حمایت کنید.

 

15.  دلسوزی، شفقت و حساسیتتان را بیشتر کنید. به عنوان کسی شناخته شوید که تصور می شود برای اصلاح و ایجاد تغییر همه کاری میکند. اگر شما به کسی توجه نداشته باشید، آنها چرا باید به شما توجه کرده یا حرفهایتان را گوش کنند؟





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 25 فروردین 1391 :: نویسنده : هادی مالک

اگر تابه حال برای مسافرت، مراسم عروسی، میهمانی یا یک مراسم خاص برنامه ریزی کرده باشید، می دانید که چه کارهای زیادی باید انجام دهید. برنامه ریختن، چک کردن، تنظیم کردن، و دوباره برنامه ریختن، همه و همه را باید برای رسیدن به نتیجه ی دلخواه انجام دهید.

 

افراد زیادی از اهمیت برنامه ریزی برای رویدادها و اتفاقات مهم زندگی آگاه هستند، اما کمتر کسی پیدا می شود که از اهمیت برنامه ریزی برای کل زندگی خود آگاه باشد. گفته می شود که مردم معمولاً برنامه ریزی نمی کنند که شکست بخورند، بلکه در برنامه ریزی کردن شکست می خورند. کاملاً واضح است که راه انداختن یک مراسم عروسی بدون برنامه ریزی فاجعه آمیز است. اما در مورد زندگیتان چه؟

 

شما سه راه را می توانید انتخاب کنید، یا خودتان باعث روی دادن اتفاقات زندگی شوید، یا کنار بایستید و پیش آمدن آن اتفاقات را نظاره کنید، یا از اتفاق افتادن آنها گیج و مبهوت بمانید. اگر واقعاً بخواهید که هماهنگ با رویاها و امیال خود زندگی کنید، باید جزء آندسته از افراد باشید که خود باعث پیش آمدن اتفاقات می شوند. برای موفقیت و رسیدن به آنچه می خواهید، باید برنامه ریزی کنید!

 

در این مقاله قصد داریم 10 دلیل عمده اهمیت برنامه ریزی برای زندگی را برایتان عنوان کنیم. با مطالعه ی این 10 دلیل، متوجه خواهید شد که چرا برای رسیدن به موفقیت نیاز به برنامه ریزی دارید.

 

 

1.  یک زندگی برنامه ریزی شده، به شما جهت می دهد. برنامه ریزی این فرصت را در اختیارتان قرار می دهد که بدانید به کجا می خواهید بروید و چطور باید به آنجا بروید. بدون برنامه، شما در زندگی جهت نخواهید داشت و وقت خود را برای کارهایی تلف خواهید کرد که ممکن است هیچ تاثیری در آینده ی شما نداشته باشند.

 

2.  یک زندگی برنامه ریزی شده، رویاهای شما را قابل دسترس قرار می دهد. اگر تابه حال رویاهایتان برایتان غیرممکن و دست نیافتنی می نمود، شاید به این خاطر بوده شما هیچ طرح و برنامه ای برای رسیدن به آنها آماده نکرده اید. برنامه ی زندگی برای شما مراحل رسیدن به رویاهایتان را به شما نشان خواهد داد.

 

3.  یک زندگی برنامه ریزی شده، کنترل زندگی را در دست خودتان قرار می دهد. اگر زندگیتان را به شانس و اقبال واگذار کنید یا اجازه بدهید که دیگران زندگیتان را کنترل کنند، مطمئناً ناامید و دلسرد خواهید شد. درد ست گرفتن کنترل زندگیتان تنها راه رسیدن به چیزهایی است که واقعاً می خواهید.

 

4.  یک زندگی برنامه ریزی شده، به شما آرامش می دهد. همین که بدانید قدم ها و مراحل رسیدن به آنچه از زندگی می خواهید را طی می کنید، به شما احساس آرامش خواهد داد. بدون برنامه، دچار گیجی و سردرگمی خواهید شد که کجا بروید و روزهایتان را چطور بگذرانید.

 

5.  یک زندگی برنامه ریزی شده به شما هدف می دهد. وقتی تصمیم می گیرید که روی برنامه زندگی کنید، یعنی می خواهید هدفمند زندگی کنید. دیگر زندگی کردنتان، بودن خالی نیست. شما برای خود هدفی دارید و برای رسیدن به آن قدم برمی دارید.

 

6.  یک زندگی برنامه ریزی شده، به شما شور و اشتیاق می دهد. موفقیت تحقق پیش رونده ی یک هدف ارزشمند است. موفقیت سرنوشت نیست. وقتی هدفی پیش روی خود داشته باشید، با شور و اشتیاق بیشتر زندگی می کنید و برای رسیدن به آن هدف قدم برمی دارید.

 

7.  یک زندگی برنامه ریزی شده، به شما قدرت می دهد. برنامه ریزی و هدفمند بودن در زندگی باعث میشود به همان طریقی که دوست دارید زندگی کنید و به کسی نیاز نداشته باشید.

 

8.  یک زندگی برنامه ریزی شده باعث می شود شکرگذار نعمت های خداوند باشید. شما ناظر هر آن چیزی خواهید بود که خدا به شما داده و برنامه ریزی برای زندگیتان نشان می دهد که به نعمت های خدا احترام می گذارید، قدر آنها را می دانید و شکرگذار هستید.

 

9.  یک زندگی برنامه ریزی شده باعث می شود ناخودآگاهتان هم به خدمت شما درآید. وقتی برنامه ریزی می کنید، بصیرتی در ناخودآگاهتان می کارید و آن بصیرت فرصت ها لازم برای رسیدن به موفقیت را برایتان فراهم می آورد.

 

10. یک زندگی برنامه ریزی شده به شما آزادی می دهد. وقتی برای شکل دادن به سرنوشتتان آزادی طلب کنید، واقعاً آزاد خواهید بود.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 25 فروردین 1391 :: نویسنده : هادی مالک

همه ی ما در بعضی مراحل زندگی مجبور به سخنرانی کردن می شویم. مصاحبه ای برای کار جدیدتان است؟ سخنرانی برای ناظر یا هیئت مدیره ی شرکت محل کارتان است؟ بله، همه ی این ها سخنرانی های بسیار مهمی هستند و می توانند آینده ی شما را رقم بزنند. پس نگذارید که این فرصت ها از دست بروند بدون اینکه شانس موفقیتتان را بالا ببرید.

 

در اینجا به نکاتی اشاره می کنیم که هنگام سخنرانی کردن برای شنوندگانی حرفه ای و متخصص باید به خاطر داشته باشید.

 

1- شنوندگان را هم درگیر کنید

شنوندگان هم دوست دارند که وارد ماجرا شوند، نه اینکه فقط گوش کنند و حوصله شان سر برود. شما باید به آنها برای نشستن و گوش دادن به حرفهایتان دلیل بدهید. 30 تا 90 دقیقه زمان دارید تا بتوانید توجه آنها را جلب کنید. می توانید همان تکنیک قدیمی شروع کردن سخنرانی با یک جوک را به کار گیرید. اما...شاید زیاد هم ایده ی جالبی نباشد.

 

اشتباه نکنید--مطمئناً دادن یک جنبه ی شوخی آمیز به سخنرانیتان قابل قبول است. اما اگر این جنبه را به صورت کلی وارد سخنرانی کنید با اینکه سخنرانی را با یک جوک شروع کنید بسیار متفاوت است. پس بهتر است که آن را با یک سوال آغاز کنید. این تکنیک بسیار جواب می دهد. چون شنوندگان را هم وارد بحث می کند. تکنیک دیگری که گه گاه توسط بعضی سخنرانان به کار گرفته می شود بردن نام بعضی از اشخاص بین حضار است.

 

2- سرزنده و با روح باشید

بهترین سخنرانان کسانی هستند که چه در حرکاتشان و چه در سخن گفتنشان با روح و سرزنده هستند. خوب نیست که خود را پشت سکو پنهان کنید یا فقط در گوشه ای باستید. دفعه ی بعد این کار را امتحان کنید: وقتی برای یک گروه 20 نفره یا بیشتر سخنرانی می کنید، حین صحبت کردن بین شنوندگانتان راه بروید. هر از چند گاهی ایستاده و دستتان را روی شانه ی یکی از شنوندگان قرار دهید. با این کار باعث خواهید شد که توجه آنها به شما بیشتر جلب شده و به حرفهایتان دقیق تر گوش کنند.

 

3- صدایی تاثیرگذار داشته باشید

روی چیزی که می خواهید تحویل دهید، زمان بگذارید. کسی توقع ندارد که مثل یک گوینده ی تلویزیون بیایید و بروید. باید بتوانید صدایی خوشایند و سرگرم کننده تحویل دهید. هنگام سخنرانی به این چهار نکته توجه داشته باشید: تن صدایتان را هر از گاهی تغییر دهید، درجه ی صدا را بالا و پایین ببرید، سرعت صحبت کردنتان را تغییر دهید، و گاه گاهی برای تاثیر گذاری بیشتر سکوت کنید.

 

4- از کارهایی که باعث پرت کردن حواس شنوندگان می شود دوری کنید

هیچ چیز به اندازه ی این کار نمی تواند یک سخنرانی را خراب کند. چند وقت پیش مدیری را دیدم که سخنرانی اش را فقط به خاطر اینکه با پول خردهای توی جیبش بازی می کرد از دست داد. بعد از سخنرانی کسی درمورد محتویات سخنرانی او حرفی نمی زد، همه فقط می گفتند که چقدر از صدای جرینگ جرینگ پول خردها اعصابشان خرد شده است. کنار گذاشتن این عادت ها کار سختی نیست. گه گاه هنگام تمرینات سخنرانیتان فیلمبرداری کنید و بعد آنرا مرور کرده و پی به عادت های آزاردهنده تان ببرید تا بتوانید آن ها را کنار بگذارید.

 

5- لباس مناسب بپوشید

روزی با یکی از مدیر عاملان صحبت می کردم که می گفت اولین چیزی که در برخورد با یک فرد به آن توجه می کند لباس هایش است. باید بتوانید طوری لباس بپوشید که حداقل یک پله از حضار بالاتر باشید. متوجه باشید که کفش های ارزان، شلوار جین و بلوزهای رنگی مناسب انجام یک سخنرانی نیست. به لباس پوشیدنتان خیلی دقت کنید.

 

6- حرف های تازه بزنید

از تکرار کردن داستان ها و خاطرات همیشگی پرهیز کنید. حرف های تازه بزنید. سعی کنید در سخنرانیتان جایی هم برای وقایع روز باز کنید. حتماً آن روز یا آن هفته اتفاق جدیدی افتاده است که در موردش صحبت کنید. حرف ها و مطالب تکراری شنوندگان را خسته و بی حوصله خواهد کرد. حرف های جدید برعکس آنها را راغب به گوش کردن و توجه بیشتر می کند.

 

7- تمرین داشته باشید

چندین مرتبه تمرین کردن سخنرانیتان می تواند باعث موفقیتتان شود چون معمولاً رقبایتان این کار را نخواهند کرد. معمولاً افراد فقط چند دقیقه قبل از سخنرانیشان نگاهی به نوشته هایشان می اندازند، اما سخنرانان موفق همیشه برای تمرین آن هم وقت می گذارند. یک سخنران واقعی از قبل برنامه ریزی می کند که چطور سخنرانی خود را شروع کند و چطور به پایان برساند. می دانند که چه موقع بین حضار راه بروند و دست روی شانه ی چه کسی بگذارند. می دانند که چه زمانی سکوت کرده و چه زمانی تن صدایشان را تغییر دهند. می دانند که به کجا نگاه کنند. با تمرین کردن مطمئناً سخنرانی بهتری ارائه خواهخید داد.

موفق باشید

با اجرای این نکات مطمئناً موفق خواهید شد که توجه حضار و شنوندگان را کاملاً به خود معطوف کرده و سخنرانی عالی تحویل آنها دهی.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

تکنیکی بسیار قوی است که به شما کمک میکند از جوانب مختلف به تصمیمات مهم خود در زندگی نگاه کنید. این تکنیک به شما کمک میکند با هل دادن خودتان فراتر از روش های فکر کردن عادیتان، تصمیمات بهتری اتخاذ کنید. به همین ترتیب، به شما کمک می کند که پیچیدگی یک تصمیم را به طور کامل درک کنید و مسائل و فرصت هایی را که ممکن است به آن دقت نکرده باشید را پیدا کنید.

 

خیلی از افراد موفق از یک دیدگاه منطقی و مثبت به قضایا نگاه می کنند و این یکی از دلایلی است که در کار و زندگی خود موفق شده اند. اما معمولاً قادر نیستند از دید احساسی، انگیزشی خلاقانه و منفی به مسئله بنگرند. این یعنی آنها مقاومت در برابر تغییر را دست کم می گیرند، پرش های خلاقانه ندارند و قادر به داشتن برنامه های احتمالی و تصادفی لازم برای زندگی نیستند.

 

به همین ترتیب، افراد منفی گرا هم بسیار تدافعی هستند و افرادیکه در حل مشکلات خود بسیار منطقی عمل می کنند نمی توانند از خلاقیت یا انگیزه خود در این راستا کمک بگیرند.

 

اگر با استفاده از تکنیک "6 کلاه فکری" به مشکلات خود نگاه کنید، آنوقت می توانید از این رویکردها برای رسیدن به بهترین راه حل ممکن استفاده کنید. تصمیمات و برنامه های شما ترکیبی از جاه طلبی، مهارت در اجرا، حساسیت، خلاقیت، و برنامه ریزی تصادفی خواهد بود.

 

چطور از این تکنیک استفاده کنید:

برای استفاده از تکنیک "6 کلاه فکری" برای ارتقاء کیفیت تصمیم گیریهایتان، باید به تصمیم سر گذاشتن هر کدام از این کلاه ها فکر کنید. هر کلاه فکری نوعی متفاوت از فکر کردن است که در زیر به توضیح آن خواهیم پرداخت.

 

 

کلاه سفید: در این طرز تفکر شما بر اطلاعات موجود تمرکز می کنید. به اطلاعاتی که در دست دارید نگاه کنید، و ببینید چه چیزی دستگیرتان می شود. کمبودهای اطلاعاتتان را دریابید و سعی کنید یا آنها را پر کنید یا در نظرشان داشته باشید. اینجاست که می توانید رویدادهای قدیمی را تجزیه و تحلیل کنید.

 

 

کلاه قرمز: با سر گذاشتن کلاه قرمز باید با بصیرت، درک مستقیم و احساستان به تصمیم نگاه کنید. همچنین سعی کنید فکر کنید که چرا بقیه مردم احساسی برخورد می کنند و سعی کنید بفهمید واکنش های شهودی افرادی که کامل از دلایل و منطق شما باخبر نیستند را درک کنید.

 

 

کلاه سیاه: در این طرز تفکر باید به همه چیز منفی گرایانه، محتاطانه و تدافعی نگاه کنید. ببینید چرا ایده ها و رویکردهای مختلف ممکن است موثر نباشد. این مسئله از آن جهت اهمیت دارد که نقاط ضعف مسئله را در برنامه تان به خوبی به شما نشان می دهد. به شما این امکان را می دهد که آنها را از بین برده، رویکردتان را تغییر دهید یا برنامه های تصادفی برای برخورد با مشکل آماده کنید. این کلاه به شما کمک می کند برنامه هایتان را سخت تر و ارتجاعی تر اتخاذ کنید. همچنین می تواند به شما کمک کند که نواقص و خطرات کار را قبل از اینکه وارد عمل شوید، بشناسید. این یکی از بهترین فواید این تکنیک است. خیلی از افراد موفق آنقدر به مثبت اندیشی عادت می کنند که گاهی اوقات نمی توانند مشکلات را از قبل تشخیص دهند و برای دشواری ها آمادگی لازم را نداشته باشند.

 

 

کلاه زرد: کلاه زرد به شما کمک می کند مثبت به قضیه نگاه کنید. یک دیدگاه مثبت گرایانه است که به شما کمک می کند همه فواید و مزایای یک تصمیم و ارزش های درون آنرا ارزیابی کنید . همه فرصت هایی که ممکن است در پی آن برایتان به وجود آید را تشخیص دهید. رویکرد کلاه زرد به شما کمک می کند وقتی همه چیز گرفته و ناراحت کننده است همچنان به راهتان ادامه دهید و امیدتان را از دست ندهید.

 

 

کلاه سبز: این کلاه خلاقیت است. اینجاست که می توانید راه حل های خلاقانه برای یک مشکل ابداع کنید. یک طریقه فکری است که در آن ایده ها به هیچ وجه نقد نمی شوند.

 

 

کلاه آبی:  کلاه آبی کنترل پروسه است. وقتی به خاطر فقدان ایده و نظر، وارد مشکل می شوید، این کلاه شما را به سمت کلاه سبز هدایت می کند. وقتی نیاز به تصمیمات تصادفی دارید، کلاه سیاه را به شما معرفی می کند و از این قبیل.

 

این تکنیک را می توانید در میتینگ ها یا در مشکلات شخصی خودتان مورد استفاده قرار دهید. در میتینگ ها این مزیت را دارد که اختلاف نظرها را از بین می برد. یک رویکرد متفاوت می تواند این باشد که به مشکلات از دید متخصین مختلف (مثلاً پزشکان، معماران، مدیران و ...) یا از دید مشتریان مختلف نگاه کنید.

 

مثال

 

مدیران یک شرکت تولیدی دنبال این هستند که آیا باید یک دفتر جدید بر پا کنند یا نه. اقتصاد شرکت روبه راه است و فضای خالی درون شرکت رو به اتمام. آنها تصمیم می گیرند از تکنیک "6 کلاه فکری" برای تصمیم خود استفاده کنند.

 

وقتی با کلاه سفید به مسئله نگاه می کنند، اطلاعاتی که در دست دارند را تحلیل می کنند. روند پر شدن فضاهای شرکت را که نشان می دهد روبه کاهش سریع است بررسی می کنند. پیشبینی می کنند که تا زمانیکه دفتر جدید ساخته شود، مطمئناً با کمبود فضا روبه رو خواهند شد. طرح های کنونی دولت اعلام می کند که اقتصاد حداقل در دوره ساخت رشد ثابتی دارد.

 

با کلاه قرمز بعضی از مدیران فکر می کنند که ساختمان پیشنهادی اصلاً زیبا نیست. بااینکه خیلی اقتصادی است اما کارمندان ممکن است علاقه ای به کار کردن در آن محل را نداشته باشند.

 

وقتی مدیران با کلاه سیاه به قضیه نگاه می کنند نگران این هستند که طرح های هیئت مدیره اشتباه باشد. اقتصاد باید به رکود چرخشی وارد شده باشد که در آن مورد ساختمان شرکت ممکن است برای مدت طولانی خالی باشد.

 

اگر ساختمان مورد نظر زیبا نباشد، آنوقت کمپانی ها تصمیم می گیرند که در یک ساختمان بهتر و زیباتر با همان میزان اجاره بها کار کنند.

 

اما با کلاه زرد، فکر می کنند که اگر اقتصاد بالا بکشد و طرح ها به همان صورت باقی بمانند، شرکت بیشترین سود را خواهد داشت.

 

اگر خوش شانس باشند می توانند ساختمان را قبل از اینکه به رکود اقتصادی برسند، فروخته یا به رهن و اجاره بگذارند.

 

با کلاه سبز این نکته را در نظر می گیرند که آیا باید طرح ساختمان را تغییر دهند تا کمی خوشایندتر شود. مطمئناً می توانند طراحی داخلی آنرا کمی دستکاری کنند و با خرید وسائل و لوازم ارازن قیمتی آنجا را بهتر از آنچه هست نشان دهند.

 

کلاه آبی توسط رئیس جلسه برای حرکت بین روش های فکری مختلف استفاده می شود. ممکن است سایر شرکت کننده های میتینگ را از تغییر سبک های مختلف یا نقد ایده های افراد دیگر بازدارد.

 

نکات مهم

 

"6 کلاه فکری" تکنیکی بسیار خوب برای نگاه کردن به تاثیر تصمیمات از نقطه نظرات مختلف است. این تکنیک این امکان را فراهم می آورد که از احساسات و شکاکیت های لازم برای رسیدن به تصمیمات منطقی استفاده شود. فرصت خلاقیت را نیز در تصمیم گیری ایجاد می کند. همچنین کمک می کند که مثلاً افراد منفی گرا کمی مثبت تر و خلاقانه تر به مسائل نگاه کنند.

برنامه ها و تصمیماتی که با استفاده از روش "6 کلاه فکری" اتخاذ می شوند بسیار منطقی تر و بهتر هستند. این تکنیک همچنین می تواند به شما کمک کند از اشتباهات متداول در تصمیم گیری ها جلوگیری به عمل آورید.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 25 فروردین 1391 :: نویسنده : هادی مالک

گرچه اکثر فرهنگ های تجارت کم و بیش متاثر از فرهنگ آمریکایی است، اما به نظر می رسد که فرهنگ ژاپنی دست نخورده تر باقی مانده است. اکثر تاجران و مهاجران در اولین برخورد خود با ژاپنی ها احساسی ناجور و نامتجانس خواهند داشت، اما معمولاً بیشتر آنها بعد از چند مدت این احساس را ترک کرده و از همکاران ژاپنی خود درس می گیرند.

این کشور می تواند درس های زیادی در مورد برخوردهای تجاری و کاری به ما بیاموزد. در این مقاله لیستی از 7 درس مهم که می توانیم از ژاپنی ها بگیریم را برای شما تهیه کرده ایم.  

 

1.  معاملات بر پایه ی رابطه های شخصی بنا می شود

در فرهنگ تجارت ژاپنی، غیر معمول نیست که قراردادها بر پایه رابطه های خصوصی و خانوادگی بنا شود. یعنی دو نفر باید از قبل با هم آشناییت داشته و همدیگر را خوب بشناسند. به معنای دیگر، قراردادها از روی احترام و آشناییت متقابل انجام میگیرد. تجارت به طریقی انجام می گیرد که هر طرف از نظر اخلاقی به طرف مقابل متعهد و مسئول باشد.

 

درس عبرت:  در ژاپن ایجاد رابطه های خوب خصوصی به شما اعتباری می دهد که برای تجارت های بعدی شما بسیار ضروری است. و وقتی توانستید با یک شرکت ژاپنی رابطه ای خوب برقرار کنید، دیگران نیز گرایش بیشتری برای معامله با شما پیدا خواهند کرد.

 

طریقه ی وفق یافتن:  با راستی و درستی وارد معامله شوید. تا میتوانید سعی کنید تا اطمینان آنها را به خود جلب کرده و با آنها طرح دوستی بریزید.

 

2.  گروه گرا باشید و به تصمیمات گروه احترام بگذارید

ژاپن کشوری است که واژه ی "ما" به جای "من" در آن ارزش بسیار بالاتری دارد. آنها قبل از به مرحله ی عمل آوردن هر تصمیم مهمی، آن را به بحث می گذارند. گروه گرایی به جای فردگرایی در این کشور رونق دارد. شما نیز قبل از اینکه بتوانید پیشنهادات خود را مطرح کرده یا به مرحله ی عمل درآورید، باید عضو گروه شوید.

 

درس عبرت:  موفقیت کاری گروهی است. هیچ کس به تنهایی موفق نخواهد شد. ژاپنی ها این نکته را دریافته اند و برای همه ی آنها این ضرورت وجود دارد تا به همراه دیگران کار کنند. البته ممکن است روند تصمیم گیری کندتر شود، اما در آخر کار همه تصمیمات خود را ارائه کرده اند، و صدای همه در تصمیم گرفته شده منعکس خواهد شد.

 

طریقه ی وفق یافتن:  یکی از راه های اصلی در سیاست این است که صدای دیگران را نیز بشنویم. در تجارت غربی معمولاً کار به این شیوه است که همه ی تصمیمات توسط یک رئیس گرفته می شود و به این نکته توجه نمی شود که آن رئیس برای تصمیم گیری نیاز به مشورت و کمک مدیران زیر دست خود دارد. ژاپنی ها این مسئله را فهمیده اند. برای آنها کار گروهی در درجه ی اول اهمیت قرار دارد. شما هم تا زمانی که نخواهید در کار تک روی کنید و فقط تصمیمات خود را به اجرا بگذارید نزد آنها احترام دارید. تا جایی که می توانید باید بتوانید با قوانین گروهی آنها خود را سازگار کنید، فقط در اینصورت است که در تجارت با آنها موفق خواهید شد.

 

3.  رک گو نباشید

برخلاف آمریکایی ها که بسیار رک گو و رو راست هستند، ژاپنی ها ترجیح می دهند که همه ی مسائل را رک و رو راست به آنها نگویید و آن مطلب را در لفافه و با اشاره مطرح کنید. همه ی تلاش آنها بر این است که آن نکته و مطلب باعث آزار و ناراحتی کسی نشود و به کسی بر نخورد.

 

درس عبرت:  در فرهنگ تجارت ژاپنی اهمیت زیادی به ادب و احترام  داده می شود. آنها تلاش می کنند تا همکاران خودر ا آزرده خاطر نکنند و احترام متقابل را حفظ کنند.

 

طریقه ی وفق یافتن:  برای این منظور باید سعی کنید تا قبل از حرف زدن آن را در دهان خود مزه مزه کنید. برای جواب دادن به کسی عجله نکنید و مطلب را خوب بررسی کنید و بعد به زبان بیاورید.

 

 

4.  وقت شناسی نشانه ی احترام است

هرچیز که باعث از بین رفتن غرور، شان و اعتبار اجتماعی شود در تجارت و معاملات ژاپنی ها بسیار مضر است. برای این منظور شما باید همه ی توان خود را به کار گیرید تا این احترام حفظ شود. یکی از بهترین راه هایی که نشان می دهد شما برای طرف مقابلتان احترام زیادی قائل هستید، این است که سر قرارها به موقع بروید و وقت شناس باشید.

 

درس عبرت: ژاپنی ها اگر ببینند برای وقت آنها ارزش قائل نیستید، آن را بی احترمی تلقی خواهند کرد. این نیز یکی دیگر از خصایصی است که شرقی ها برخلاف غربی ها بر آن استوارند.

 

طریقه ی وفق یافتن:  وقت شناسی خصیصه ای است که همه ی ما باید دیر یا زود به آن عادت کنیم. از اینرو، بهتر است تا زمان خود را به گونه ای تنظیم کنید که سر قرار ملاقات های مهم خود به موقع برسید.

 

5.  ارائه ی خدمات به مشتری در اولویت است

اگر به ژاپن سفر کنید، از نزدیک مشاهده خواهید کرد که همه ی کارمندان و مسئولان همه ادارات، برای خدمت به شما بسیار مشتاق و داوطلب خواهند بود. احتمالاً از این مسئله بسیار تعجب خواهید کرد. ژاپنی ها عقیده دارند که رسیدگی به کارهای ارباب رجوع در اولویت همه ی امور است.

 

درس عبرت:  برخورد خوب با ارباب رجوع، تعهدی است که همه ی ژاپنی ها عمیقاً در قلب خود احساس می کنند. با اینکار باعث جلب مشتری می شوند و آنها را همیشه از خود راضی نگه میدارند.

 

طریقه ی وفق یافتن:  برای این منظور بهتر است کمی در برخوردهای ژاپنی ها با مشتریان خود دقت و توجه کنید. از رفتار آنها کپی کنید تا بتوانید مثل آنها موفق شوید.

 

6.  ارتباط تلفی مرتب داشته باشید

در ژاپن ترجیح داده می شود که به جای فرستادن نامه، فکس یا ایمیل، مستقیقاً تماس گرفته شود. این به آن دلیل است که ارزش قائل شدن برای وقت طرف مقابل بسیار اهمیت دارد.

 

درس عبرت:  با برقراری تماس مداوم خواهید توانست رابطه ی بسیار بهتری با آنها برقرار کنید و اطمینان و احترام آنها را نیز به خود جلب کنید.

 

طریقه ی وفق یافتن:  اکثر ما برای تلفن زدن به هم کمی تنبلی می کنیم. این ممکن است به خاطر ضعف ارتباطات کاری ما باشد. شما هم باید بتوانید درست مثل ژاپنی ها ارتباطات تلفنی خود را بیشتر کنید. این مکالمات را کمی خصوصی تر کنید تا علاقه ی خود را برای برقراری ارتباط با طرف مقابل نشان دهید.

 

7.  مهمان نواز باشید

ژاپن هم مثل اکثر کشورهای آسیایی خصیصه ی هدیه دادن را حفظ کرده است. برای میهمانان خود هدیه تهیه کنید تا بتوانید از این طریق حس مهمان نوازی و علاقه ی خود را به آنها نشان دهید. برای پرداخت صورتحساب تعارف کنید که اینکار نشانه ی احترام است.

 

درس عبرت:  مهمان نوازی در تجارت ژاپنی به این معناست که ارتباطات خصوصی مهمتر از رابطه های کاری است.

 

طریقه ی وفق یافتن:  با مشتری خود بیش از منبعی برای تجارت رفتار کنید. اول روی رابطه تمرکز کنید، و با اینکار تجارت نیز به موفقیت انجام خواهد شد.

 

 

از فرهنگ های تجارت آگاه شوید

 

در این دنیای چند فرهنگی، شناختن فرهنگ تجارت کشورهای دیگر باعث می شود تا در محل کار خود ارزش بیشتری پیدا کنید. تا می توانید با فرهنگ های تجارتی مختلف آگاهی پیدا کنید تا موفقیت شما در معامله با آنها تضمین شود.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 14 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

سایت خدماتی بیست تولز